تبليغاتX
خميازه
نمی دونم همین!

 

این روز ها بعد از تمام شدن روزهای سخت دفاع از پایان نامه بالاخره فرصتی پیدا کرده ایم که بنشینیم چند تا فیلم خوب ببینیم. بگذریم که این وسط چقدر فیلم سطح پایین و آزاردهنده به تورمان خورده ولی فیلم هایی هم هست که دیدنشان خستگی را از تن آدم به در می کند . فیلم هایی که تا چند روز همین طور با تو اند . به هیچ ترتیبی نمی توانی خودت را از دستشان رها کنی . یکی از این فیلم ها که اتفاقا توی همین روزها دیده ایمش "ماجرای عجیب بنجامین باتن" فینچر است .فیلمی تکان دهنده که عمیق ترین لایه های روح آدم را درگیر می کند با خودش . تن دادن به جبر مطلق .سر سپردن کامل به آنچه سرنوشت توست .ته مایه ای از این حس را همیشه در خودم داشته ام .و حالا این فیلم ...سختی کشنده تحمل این حسِ ِ همیشه را در من سخت تر می کند .این فیلم را نمی توان برای کسی تعریف کرد . یعنی نمی شود نشست و خیلی راحت گفت که اول اینطوری بود بعد اینطوری شد . این فیلم به نظر من یک تجربه منحصر به فرد است برای هرکس که محکوم است شخصا تجربه اش کند . تمام اینها که گفتم جدای از اجرای عالی و منحصر به فرد این ایده است. با بازی فوق العاده "براد پیت" ،گریم و طراحی صحنه عالی و کارگردانی یکدست وبی نقص که به نظرم این فیلم را شایسته دریافت اسکار بهترین فیلم ۲۰۰۸ می کرد. اتفاقی که شاید تحت تاثیر جو شدیدا سیاسی این آکادمی اغلب نمی افتد و امسال هم نیفتاد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 9:43  توسط خميازه | 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 14:0  توسط خميازه | 

صبح که از خانه در می آمدم با خودم قرار گذاشتم که از امروز روزی لااقل یک صفحه بنویسم . چه اش مهم نیست فقط بنویسم ...شاید اینطوری بتوانم از این گرداب سرگردانی که هرلحظه دارد می بلعدم فرار کنم ..تخته پاره ای فقط شاید . سهم امروزم را نمی دانم کی می نویسم یا اینکه اصلا می نویسم ؟ هرچند فکر می کنم اینش اصلا مهم نیست .مهم قصدی بود که باید می کردم و کردم ...همین کافی است .

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 10:50  توسط خميازه |