تبليغاتX
خميازه
نمی دونم همین!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 12:56  توسط خميازه | 

کجای تو ایستاده ام؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 9:28  توسط خميازه | 

 

پریروز مادر پیر همبازی دوران کودکیم به خاطر تمام فشارهایی که داشتند مچاله اش می کردند خودش را حلق آویز کرد . به چهارچوب دری که هر روز صبح زود آب و جارویش می کرد .در آستانه هفتاد سالگی ...دیروز روز جهانی زن بود .امروز من بد جوری کلافه ام فردا... 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 12:21  توسط خميازه |